InnerBanner

جایگاه و تاثیر رویکرد انسان دوستانه در معماری


جایگاه و تاثیر رویکرد انسان دوستانه در معماری جایگاه و تاثیر رویکرد انسان دوستانه در معماری (تعداد بازدید : ۷۸)


مسئولیت اجتماعی در معماری

مسئولیت اجتماعی در معماری

به کسانی که هنوز اعلام حضور نکرده اند، قیام نکرده اند، آغاز نکرده اند، وارد گود نشده اند، از زمین کنده نشده اند، ظهور نکرده اند و منتظر شگفتی هستند تا به ما بپیوندند. به تمام جوانان معمار! معماری امروز ما از عدم آگاهی رنج می برد این رنج معماری، از کم بودن سطح سواد و آگاهی مخاطبینش است؛ از بی تدبیری و رفتار احساساتی متولیان و طراحانش است؛ از بی تفاوتی مسئولانش است؛ از منفعت طلبی های فردی برخی از معماران است. بیایید ارتقای آگاهی پیرامون معماری را از خودمان آغاز کنیم. بیایید ساخت معماری را از ارتقای فرهنگ، سواد و آگاهی بخشی به آحاد مخاطبین آن آغاز کنیم.

در هنر معماری این دکترین و راهبردهای منتج از آن هستند که اصول و جهت را مشخص می کنند. موضوع کلان مسئولیت اجتماعی و زیرمجموعه ی معماری آن، یعنی معماری انسان دوستانه در اینجا از پنج سال پیش به عنوان یک دغدغه مطرح شد که نخستین خروجی آن انتشار کتاب کامران دیبا و معماری انسان دوستانه در بهار سال ۱۳۹۳ بود، تعریف نشان معمار سال ایران و اعطای این نشان در نخستین دوره به پویا خزائلی پارسا (در سال ۱۳۹۴) به بهانه ی اقدامات بشردوستانه ی او جهت ایجاد فضاهای اسکان اضطراری برای زلزله زدگان روستای هریس در آذربایجان، اردوگاه مهاجرین افغانی در سیرجان کرمان و بالاخره ایجاد سرپناه و ساخت مدرسه برای آوارگان سوری، گام بلند دیگری در این راستا بود.

شاید یکی از مؤثرترین گامهای تعریف و اعطای نشان دکتر علی اکبر صارمی در سال ۱۳۹۵، بها دادن به «مسئولیتهای اجتماعی» و نه آثار معماری و منافع فردی می باشد که مشخصاً به یک معمار یا یک حرکت یا جریان اجتماعی تعلق می گیرد. بحث گنجاندن مسابقه ی مدرسه ی شش کلاسه در روستای دهنو در جیرفت نیز در این راه بی¬تأثیر نبوده است. این اقدامات منحصر به هنر معماری نبوده و نیستند و ما از هر جریانی که به تشدید این تفکر کمک نماید استقبال می کنیم. ما خود به نوعی ادامه دهنده ی راه دیگران هستیم.
نادر خلیلی و دغدغه های او و مدرسه ای که در روستاهای اطراف ورامین ساخت(که البته بعدها با بی تدبیری اداره ی آموزش و پرورش منطقه تخریب شد و جای خود را به یک مدرسه ی عادی تیپ کل کشور داد) و حتی دیدگاه های کامران دییا در معماری، به نوعی آغازگر این راه بوده اند. هر پژوهشگری می تواند به راحتی مجله ی هنر و معماری را ورق بزند و ببینید که بیش از نیم قرن پیش عبدالحمید اشراق از معماری انسانی نوشته است. حتی فراتر، مشیری در بیش از هفتاد سال پیش در آرشیتکت از ارزش های انسانی و فنی کار معماری سرمقاله نوشته است! هرچند انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع شجاعانه از کشور و سپس دغدغه-های کلان، اجازه ی پرداختن به این مسائل را به معماری ما نداد، اما به نظر می رسد مشکل اصلی در عدم تئوریزه کردن و نوشتن ایدئولوژی ها است. حال که جریانی آغاز شده، تنها نوک کوه خفته در اعماق اقیانوس نمایان است!
جدا از موضوع تئوری و نظریه، واقعیت این است که توان دانش مهندسی کشور در حدی است که بتوان خیلی از معضلات اجتماعی کشور را مستقل از دولت برطرف کنیم، کافیست مهندسان مشاور و دفاتر معماری، بخش ناچیزی از درآمد حاصل از هر پروژه¬ی خود را به این موضوع اختصاص دهند یا حداقل از زمان و دانش خود برای ساخت بناها و فضاهای اجتماعی هزینه کنند. معماری انسان دوستانه به عنوان زیر مجموعه ای از ایده ی کلان مسئولیت های اجتماعی، مستقیما با معماران و تخصص آنها سروکار دارد. ما به عنوان رسانه، هم اکنون با تمام قوا در این زمینه در حال فعالیت هستیم و از هر فرد یا جریانی که در این زمینه مشغول است، حمایت می کنیم، ولی تا زمانی که این دغدغه به یک هدف صنفی-ملی تبدیل نشود، کار بسیار کند پیش خواهد رفت.

در انتها، ذکر نکته ای خالي از لطف نیست. پس از برگزاري بسیار موفقیت آمیز جایزه ی ساختمان سال ایران، شاهد بازخورد مثبتی از جامعه و صنف معماران بودیم. اکثر رسانه های خبری کشور نیز به این موضوع پرداختند و حتی روزنامه¬هایی، تیتر یک خود را به این موضوع اختصاص دادند. قطعاً همین جلب توجه و ایجاد حساسیت برای جامعه ی عصب کُشی شده¬ی ما نسبت به معماری، یک دستاورد بزرگ است. این موفقیت زمانی ارزشمندتر می¬گردد که متوجه این نکته باشیم که اساساً اخبار معماری در فضای رسانه ای کشور جایگاهی ندارد. ما تحقیقی پیرامون اختصاص اخبار معماری در فضای رسانه ای کشور انجام داده ایم- نمی گوییم صفر مطلق، اما بگذارید صريح و بی رده سخن بگوییم، زیر ۰.۰۰۱ اخبار کشور به معماری اختصاص دارد و این، یعنی هیچ! اصلاً اختصاص خبر که بماند، اصولاً ما در جغرافیای اخبار کشور هم جایگاه مان مشخص نیست. به بیانی دیگر، مشخص نیست که اخبار معماری در بخش میراث فرهنگی می آید، یا هنرهای تجسمی، تقریباً هرکس به سلیقه ی خود اخبار معماری را نشر می¬دهد و حتی در بخش سیاست و جامعه و شهری هم بعضاً اخبار معماری رویت می شود. باور کردنی نیست که جامعه تا این حد نسبت به معماری بی تفاوت باشد. هر قشری در خبرگزاری ها جایگاهی دارد، سینماگران، موسیقیدانان، ورزشکاران، سیاستمداران و حتی فرماندهان نظامی، اما معماران، هیچ! در این فضا انجام کار حرفه ای رسانه ای برای معماری و آگاهسازی مردم بسیار واجب است و در این راستا هر اقدامی می تواند مؤثر باشد.

البته متأسفانه برخی افراد از خود جامعه ی معماران با این رسالت رسانه¬ای مشکل دارند و ترجیح می¬دهند فضا بسته و در انحصار خودشان باقی ماند. از این رو، برای هر اقدامی که منافع آنها را به خطر بیندازد شانتاژ می کنند و با هوچیگری تلاش می نمایند که جریان را منحرف یا از ارزش آن بکاهند- اتفاقی که برای جایزه ی ساختمان سال ایران و گام موفقیت آمیز مسابقه در بازدید حضوری داوران از آثار نیز رخ داد و چنان جدل ها و تخریب هایی جهت انجام نگرفتن این رویداد تا لحظه ی آخر برگزاری مراسم و اهدای جوایز ساختمان سال ایران صورت گرفت که برای ما باعث تاسف و تعجب بسیار شد. توصیه ی ما به این افراد این است که سعی در فراموشی رسالت خویش به عنوان معمار ننمایند و پایبند اصول بین¬المللی و مرسوم در جهان امروزی باشند تا در این زمینه پیشرفتی در کشور حاصل شود. هرچند بر این باوریم کسی که خواب است را می توان بیدار کرد، اما کسی که خود را به خواب می زند هرگز. نباید فراموش کنیم که در این عرصه، رقابتی در کار نیست و هرکس راه خود را میرود و آرزوی همه ی ما ارتقای سطح معماری کشور عزیزمان است. هدف مشخص و یگانه است، اگر مسیرها متفاوت هستند، بگذاریم مخاطبین، خود، راه خویش را برگزینند و نگران سرنوشت ایشان نباشیم. نگران این نباشیم که چه کسی از چه چیزی می¬ترسد، بلکه با ترسهای خودمان مواجه شویم تا شاید راهی به پیش بریم. لشگرکشی رسانه ای و مجازی نکنیم تا خود را دارای جایگاه و پشتیبان نشان دهیم و همانطور که گفتیم به دلیل منافع شخصی در مقابل حرکت و جریانی قرار نگیریم که با هدف ارتقای معماری کشور در حال فعالیت و تلاش است .
این سیاستها و تاکتیکها برای رسانه های زمان جنگ جهانی دوم است. به یاد علی صارمی ها شش ماه پس از درگذشتش تخطئه نکنیم و صرفاً جهت حفظ منافع و موقعیت خویش دست به هر کاری برای مقابله با واقعیت و پیشرفت معماری کور نزنیم!
بازدید از آثار، گام نخست ایجاد جریان واقع گرایی در معماری معاصر ایران است. ما باید سطح قضاوت را آنقدر بالا ببریم که حتی داوران و منتقدان بتوانند با مخاطبین و کاربران بنا به گفت وگو بنشینند، از آنها پرس وجو کنند و به دستاوردهای واقعی برسند. حتی این نقد جامعه شناسانه هم کافی نیست و شاید روزی منتقد باید چند وقتی را خود در اثر معماری بگذراند. برای مثال تابلوی گوئرنیکای پیکاسو ۳/۴۹ در ۷/۷۷ سانتیمتر است و کیست که ادعا کند می تواند این تابلو را از روی عکس هایش نقد کند. امروز همگان معترفند که حتی درک حقیقت و کمال زیبایی یک اثر نقاشی نیز به دیدن نیاز دارد. منتقدان بزرگ جهان به کمتر از دیدن اثر راضی نیستند. منتقدان روزنامه ی گاردین برای نگارش ستون نقد این روزنامه ممکن است به سفری یک هفته ای نیز بروند.
آیا گاردین عکسهای بناها را ندارد یا نمی تواند نقشه ها را به دست بیاورد؟ چگونه از روی عکس می توانیم یک اثر معماری را بررسی و قضاوت کنیم؟ معماری ای که تمام هستی و موضوعیت خود را از فضا می گیرد و به فضای سه بعدی تشخص یافته است. اینکه می گوییم شاید درک معماری با تصاویر و دیاگرام موفق تر از درک آن بوسیله ی بازدید میدانی اثر باشد، فراری رو به جلو بیش نیست! بحث شاهکار معماری و معماری خوب و تفاوت این دو و اینکه بعضی معماری ها شاهکار هستند و لازم نیستند خوب و در خدمت کاربر باشند نیز از نظر ما تخطئه ای بیش نیست و گویی برخی درب فراری برای خود پیدا کرده اند. واضح است معماری خوب، شاهکار است و معماری ای که خوب نباشد، شاهکار نیست. اینکه اثری را از دل مسابقه ای بیرون بیاوریم به صرف اینکه شاهکار است، اما این شاهکار تنها در تصاویر و بعد از هزاران ساعت وقف فتوشاپ کردن، قابل رؤیت و بررسی باشد که معماری نیست! آیا معماری ای که در خدمت کاربر نیست را می توان معماری نامید؟ هنوز هم مردم در اعیاد و مواقع خاص در مسجد شیخ لطف الله اصفهان نماز می ۳خوانند. این مسجد نوآوری هایی نسبت به دیگر مساجد زمان خود داشته و همیشه هم آغوشش بر روی منتقدین ایرانی و غیر ایرانی باز بوده است. در روز هزاران نفر معمار و غیرمعمار آن را می بینند و نظر می دهند. حالا پرسش این است: مسجد شیخ لطف الله شاهکار است یا صرفاً یک معماری خوب؟

جریان سازی، رسالت ما به عنوان یک رسانه است. ما دسته بندی مخاطبانمان را به دو گروه «عام» و «خاص» قبول نداریم و بر این باوریم که همگان مخاطبانمان هستند، پس لطفاً «مخاطب فعال» ما باشید! ما می کوشیم سیستم عصبی این معماری را زنده نگه داریم و آن را به سمت زندگی سوق دهیم.


تاریخ: ۱۳۹۶/۰۶/۲۸
منبع :